اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

این روزهای گل پسرم

1393/6/18 13:01
نویسنده : مامان
305 بازدید
اشتراک گذاری

از وقتی اومدیم خونه خودمون و دیگه جمع و جور شدیم تو عادت کردی صبحها تا ساعت 11 _11:30 میخوابی

اونیکی خونه بودیم خیلی کم پیش می اومد اینقدر بخوابی

وقتی هم بیدار میشی جات پای تلویزیونه و مشغول کارتون نگاه کردن میشی که من خیلی بدم میاد به جای بازی کردن همش یه گوشه بشینی و هیچ تحرکی نداشته باشی

طبقه بالامون یه پسر دارن به اسم امیرحسین که فکر کنم 2 سالی از تو بزرگتره

بعضی وقتها بعد از ظهرها با هم میرین تو حیاط و بازی میکنین

بعضی وقتها هم یا اون میاد خونه ما یا تو میری خونه اونا

وقتی تو میری اونجا تا برمیگردونیمت خون جلوی چشامون رو میگیره

فکر میکنی فقط یه امروزه و باید تا آخرین لحظه استفاده کنی اما چون اونا صبح زود سرکار میرن و امیرحسین رو هم مهد میذارن باید شبا زود بخوابن اما تو این چیزا رو درک نمیکنی و هر وقت میری خونه شون با گریه میاریمت خونه

از دوازدهم این ماه(شهریور93) شبا تنها تو اتاقت میخوابی

البته من کنارتم تا میخوابی،اولین شب انگار میخواستم تو رو تنها تو بیابون رها کنم

تا صبح نخوابیدم همش 5 دقیقه یه بار اومدم بهت سر زدم و دلم آشوب بود.آخه همیشه کنارم بودی

روز بعد چشام از بیخوابی میسوخت و شب جاتو تو اتاق خودمون انداختم

وقتی صدای نفساتو میشنوم آرامش دارم

اما برای اینکه هر دو عادت کنیم شبای بعد هم تو اتاق خودت خوابیدی،نسبت به شب اول برای خودم راحت تر بود اما تا صبح نیم ساعت یا یه ساعت یه بار بهت سر میزنیم

آخه خیلی بدم میخوابی همش باید صاف و صوفت کنم

اینم عکس تو و امیرحسین که دیشب وقتی اومد خونه مون ازتون انداختم

البته همش مسخره بازی درآوردین و نذاشتین یه عکس خوب ازتون بندازم

 

 

پسندها (4)

نظرات (13)

پيشنهادهاي ويــژه براي يه خريد لــذت بخــش...
18 شهریور 93 14:32
ســـــلاااااااااااااااااااااااااااااااااااامـــــــــــــــــ... دوســــت داريـــ "يکي از اين قالب هاي ميوه ها رو تو آشپزخونتون داشته باشي" ؟؟ مگـه نـه؟؟ از شما دعــوت مي کنم که از ايـــن محصــــول بسيار بي نظير و فوق العاده و ديگر محصولات ديدن کنيد از اين فرصت استفاده کنيد، به راحتي خريد کنيـــد و يک خريد لــذت بخــش را تجربه کنيد ... شما مي توانيد با خيالي آسوده توضيحات تمامي محصولات موجود را مشاهده و آگاهانه خریــد کنيد... ما 24 ساعته در دسترستان هستيم و تا پايان مراحل خريد در کنارتان مي مانيم در خــــانــــه سفـــارش دهــيـــــد ، در خـــــانـــه دريافــــت کنيـــد و در خـــانــه پرداخــــت کنيد... شــــــــــــــــاد و پيــــــــــــــــروز باشـــــــــــــــــيد.....
مامان بردیا شیطون
18 شهریور 93 22:26
به به خونه نو مبارک ایشالا به سلامتی...... ما هم دلمون تنگ شده بود.... اهورا جونم خوبی گلم.... مامانی شما خوبین اهورا جون خوبه همبازی داری خدا رو شکر..... فداااااااااااااااااااااااااات
مامان
پاسخ
ممنون عزیزم اهورا هم خوبه بردیا رو بجام ببوس
مامان دلنیا
19 شهریور 93 9:31
بله هیج جا خونه خودادم نمیشه . اهورا جونم کاملا حواسش هست. اره عزیزم دیگه باید تنهایی بخوابی گل پسرمون داره مستقل میشه. ولی واسه مامانا سخته .با این روحیه حساس ولطیفشون. اره عزیزم واقعا صدای نفسشونم به ادم ارامش میده. دلنیا ازهمین الان یه نی نی میبینه ازش دل نمیکنه.یه رابطه عمیق باهم دارن ایشالله لحظه های شادی تو خونتون داشته باشین.
مامان
پاسخ
قربونت عزیزم فعلا که دور شدن اهورا برام خیلی سخته یا همش بهش سر میزنم یا اصلا تو خواب آرمش ندارم امیدوارم زودتر برام عادی بشه
marzi
19 شهریور 93 15:45
خب به سلامتی اهورا دیگه تو اتاقش می خوابه. آفرین به این گل پسر خوب که خیلی آقاست و قول میده دیگه گریه نکنه و شب به موقع برگرده خونه. سارا جون فکر کنم خیلی باید سخت باشه که ازت جداش کنی مگه نه؟
مامان
پاسخ
آره چند شبه جداش کردم ولی واقعا برای من سخته بقیه رو نمیدونم بعضیها بچه رو وقتی خیلی کوچیکتره اتاقشو جدا میکنن اهورا که هیچی خیلی بهم وابسته اس خودمم بدجور بهش وابسته ام فعلا که تقریبا خواب ندارم از بس بهش سر میزنم امیدوارم زودتر عادت کنم
مامانِ یسنا
19 شهریور 93 21:38
هرچه زودتر مستقل بشن و جدا بخوابن بهتره اما من اصلا دل ندارم از یسنا جدا بشم خودشم خیلی وابسته است.بخصوص اینکه نصف شب ببدار بسه و آب بخواد که معمولا هم میخواد ، ببینه من و باباش نیستیم حتما خیلی میترسه و حتما تاثیر بدی روش میذاره. من که فعلا چنین قصدی ندارم. اهورا جون اگه با این قضیه کنار اومدهه خیلی خوبه.
مامان
پاسخ
منم خیلی سختمه ولی باباش میگه بذار عادت کنه باور کن تا صبح همش بهش سر میزنم و اصلا آرامش ندارم
مامانِ یسنا
19 شهریور 93 21:43
چقد خوب که همبازی داره. اینطوری حوصله اش سر نمیره. موهای پسری هم که بلند شده بهش اومده.کوتاش نکنیا.بذار بلند بشه
مامان
پاسخ
آره خوبه که تنها نیست ولی اینکه درک نمیکنه هر چیزی حدی داره اعصابمو خورد میکنه دیر گفتی دو روز پیش موهاشو کوتاه کردیم باباش همش میگفت کوتاش نکنیم ولی من گفتم اینجور اذیت میشه
مامان امیرصدرا
19 شهریور 93 22:27
سلام بزرگ شدی خوشگلم
مامان
پاسخ
سلام ممنون خاله
مامانِ یسنا
21 شهریور 93 9:06
مامان
پاسخ
رزا
22 شهریور 93 12:51
سلام عزیزم خونه نو مبارک .... دلم برات تنگ شده بود اهورا جونی خوبه
مامان
پاسخ
سلام عزیزم.ممنون اهورا هم خوبه قربونت منم دلم تنگ شده بود
مامانِ یسنا
22 شهریور 93 17:30
خصوصی
مامان
پاسخ
هدی (مامان آرش)
25 شهریور 93 1:29
خوبه که یه هم بازی داره.سعی کن بجای اینکه تو خونه باشن بفرستیشون تو حیاط بازی کنن.خودتم برو پیششون یا بهشون سر بزن.تحرک داشته باشن بهتره.اینطوری انرژیشم خالی میشه و راحت تر میخوابه.
مامان
پاسخ
آره اتفاقا خودمم همش میگم برین بیرون که تو هوای آزاد بازی کنن این همیشه تو خونه اس کمی بیرون بره براش بهتره
مامان کارن( رزیتا )
25 شهریور 93 10:29
ای قربونش برم من- تبریک میگم سارا جون خیلی کار خوبی کردی که تو اتاق خودش می خوابونیش امیدوارم منم یه روز بتونم این کارو بکنم
مامان
پاسخ
خدا نکنه عزیزم تا ببینم میتونم کلا عادتش بدم و خودمم کنار بیام یا نه
مامان کارن( رزیتا )
25 شهریور 93 10:29
چه خوبه که یه همبازی پیدا کرده گل پسرم از تنهایی در اومده
مامان
پاسخ
آره خوبه اما همبازیش صبحها مهد میره ظهرم تا غروب خوابه دیگه همش اهورا بهونشو میگیره تا اون بیاد